تبليغاتX
کلبه کنکوری

کلبه کنکوری

در انتظار تیر 85

گرفتگی عضلانی قلب

سلام

شرمنده كه يه مدت نبودم البته اينجا نبودم يه مدت بود كه افسردگيه شده بودم

خيلي افسرده     منزوي    دپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپرس  و همه چي ديگههرچي كه هست تو دنيا از افسرده بودن من داشتم

بعد اون مدت هم يه كم سرم با وبلاگ جديد مون (منو زهرا)    :     www.jazromad3.blogfa.com

بلاخره  هرجا بودم الا كلبه .اينجا بايد ز همه ي كسايي كه چراغ اينجارو روشن نگه داشتن كه البته زياد هم نيستن (حالا نگين چه افه يي مياد)مهم اينه كه براي خودم كافيه تشكر ميكنم.

بگذريم چون هرچي بود تموم شد و رفت البته ظاهرا و براي بقيه نه براي من.

ديگه چي كار كنيم ما از اونايي هستيم كه بيرونمون مردم رو ميكشه درونمون خودمونو.

ميدونم ديگه حوصلتون داره سر ميره ولي واقعا اصصصصصصصصصصاب(اعصاب ) ندارم.

واسه همينم بود كه بازم اومدم كلبه تا تنها باشمو باشمو باشمو...........................

كاشكي لااقل از اونايي بودم كه ميتونستم ظاهرمو حفظ كنم يا جلوي زبونمو بگيرم ولي شرمنده ي خودمو شما هيچ كدوم را نداره.

فكرتون نره كه حالا مثلا چي شده من بعد اون پستاي قبلي با اون موضوعها يه دفو چي شده كه اينجوري پست زدم؟ فكرتون جاي بد نره چون هيچ دليلي ندارم واسه اين حرفام چون اصلا خودم نميدونم از چي و چرا اينجوري  شدم و تا كي اينجوري مي مونم . به هر حال خودمم ميدونم كه پست چرتيه ولي ديگه همينه  كه هست شايد بعدا پاكش كردم چون الام فقط دلم ميخواست بنويسم اومدم و نوشتم. اميد كه به بزرگيه خودتون ببخشيد.

قربونت برم خدا

 نميگم چرا چون خودت ميدوني

پس بازم فراموشم نكن نه منو و نه هيچ كسو.

تو پست قبلي عكس گذاشته بودم يعضي ها اعتراض كردن البته اعتراض كه نه انتقاد

بايد بگم كه نه اينكه آدم انتقادپذيري نيستم نه ولي موقعي  كه در مورده يه چيزه واقعي من غيره واقعي حرفي زده باشم يا اينكه حالا كمو زياد كنم؟ ولي اين عكسا چيزي  غير از واقعيت بود؟

چرا ما هميشه عادت كرديم كه زيبايي هارو ببينيم و از زشتي هي فرار كنيم؟

به جاي اينكه از بدي ها فرار كنيم از زشتي فرار ميكنيم؟

اصلا معيار زيبايي و زشتي چيه؟اصلا ما كي هستيم كه به خودمون حق ميديم كه در مورده يكي كه همون سلولهايي تو بدنشه كه تو بدن ما هم هست بگيم كه خوبه يا بده؟

چرا ما هميشه به خودمون فكر كنيم چرا يه موقع كه چيزايي رو كه ميبينيم كه تنمون ميلرزه يا مو به بدنومن بلند ميشه ازش فرار ميكنيم.؟؟؟؟؟؟

و هزار هزار چراي ديگه كه اگه تا حالا گرفته باشيم كه منظورم چيه ديگه گرفتين اگرم كه نه ديگه مشكل يا از زبان قصور منه يا از مخيله ي شما.

ديگه فكر كنم اگه بازم بخوام بگم دوست دارين منو بتركونين.

پس تا پست بعد ي

يا حق

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 1:22  توسط مارال  | 

در کجا زندگی میکنیم؟

اینو از یه سایت برداشتم

هیچ توضیحی هم ندارم

فقط میگم خدایا............................

این عکس ها تنها نمونه های کوچکی از واقعیت بسیار کثیفی است به نام زیستن در نظم کنونی!

 

این عکس ها تنها تکه های کوچکی است از لجن زاری که نظم و سیستم نابرابر به ما تحمیل کرده اند.

از زمانی که این عکس ها را دیده ام!  دیگر هیچ چیز ناراحتم نمی کند. در یک شو ک به سر می برم!

سرمایه داری جهانی تنها نیویورک و دبی نیست! سرمایه داری جهانی تنها فروشگاه های شیک و رستوران های با کلاس نیست. سرمایه داری جهانی تنها اوج لذت در کوهستان قدرت نیست! سرمایه داری جهانی این عکس هاست! سرمایه داری جهانی را از روی این عکس ها باید شناخت نه از روی سخنان پر زرق و برق لیبرال دموکراسی!

نمی دانم آیا تا انتها این سرنوشت محتوم زندگی بشری ماست؟ آیا راهی برای تغییر آن وجود دارد؟

من اما همچنان امید دارم و آرمان دارم که بتوان تغییری داد! این وضع را لااقل اندکی تکان داد.

دیگر هیچ چیز برایم مهم نیست!

خیلی داغون تر از این حرفام که بتوانم حرف دیگری بزنم!

شما هم نگاهی بیاندازید شاید اندکی تکان خوردیم!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 0:56  توسط مارال  | 

حضور مجدد

با عرض سلام خدمت همه ی دوستای این دوست خوب

گاوی گوسفندی قربونی نمیکین؟شرمنده از این همه مدت........

هی هردفعه میخواستم پست بزنم اصلا پسم نميگرفت

اخه شما نميدونين كه چرند رفته من تهنا شدم  

راستي بازم ميخواستم واستون عكساي خوشگل بزارم گفتم اول اجازه بگيرم بععععععععععععععععععد

 

اینم  یه عکس لطیف تا لطیف تراشو بعدا بذارم:

 

ای جااااااااااااااااااان

 

 

تی لبچ قربان

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 13:39  توسط مارال  | 

سلام

من اومدم شرمنده از اینکه نبودم.

کنکور دادم ولی فکر کنم سال بعد هم در خدمت باشم

فعلا بای

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 18:59  توسط مارال  | 

ادب کردن بچه های لووووس 2

سلام به دوستای خوبم

از اونجایی که دیگه وقتی نمونده یه راه حل دیگه واسه بیرون کردن هر کسی تو هر سنی فقط کافیه این عکسارو نشونش بدید:

 

1

2

3

4

و مرحله ی اخر:

امیدوارم که خوشتون بیاد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 4:9  توسط مارال  | 

بی کلام


+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 17:41  توسط مارال  | 

عید همه ی گوگولا مبارک

عید مبارک

 

سلام

 

امسال مارو یاد بیارین

 

ما بدبختارو که تو خونه ایم.

 >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

                

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 19:21  توسط مارال  | 

موج

تو در چشم من همچون موجی      خروشنده و سرکش و نا شکیبا

که هر لحظه ات میکشاند به سویی  نسیم هزار ارزوی فریبا

تو موجی        تو موجی و دریای حسرت مکانت

پریشان رنگین افقهای فردا

نگاه مه الوده ی دیدگانت

تو دایم بخود در ستیزی           تو هرگز نداری سکونی

تو دایم ز خود میگریزی    تو ان ابر اشفته ی نیلگونی

چه میشد خدایا.....

چه میشد اگر ساحلی دور بودم؟

شبی با دو بازوی بگشوده ی خود      ترا میربودم......  ترا میربودم

((فروغ فرخ زاد))


کنکوری ها با موج تو فیزیک با این وقت کم چی کار میکنید؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 2:7  توسط مارال  | 

كمك

با نهایت تاثر و تاسف در گذشت اینجانب مارال(کلبه کتکوری)وزهرا(چرندیاتی)را در اثر سانحه له شدن زیر کوله باری از پاکنویس های نوشته نشده به همه ی دوستان و دشمنان خونخوار تسلییت عرص میکنم.

مهرناز و مرضیه عزیز دست یاری مارو نا امید بر نگردونید.

به خدا دعای مادی و معنوی  ما پشت شماست.

در صورت تمايل باهام تماس بگيريد.

در ضمن هموني كه ميدونه يادش باشه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 19:26  توسط مارال  | 

ادب کردن بچه های لووووووووووووووس


سلام

من بعد ۲ ماه اومدم

بعضی وقتا که درس داریم برامون مهمون میاد

طبیعی ی که بچهشون میاد تو اتاق و نمیذاره درس بخونیم

ما هم از ترس مادرش نمیتونیم لرتش کنیم

این عکسو براش میذاریم واگه باز هم نرفت

۱/لرتش میکنیم

۲/میترکونیمش

۳/خفش میکنیم

۳/اگه به مامانت بگی کلتو میبرم کادو میکنم واسه مامانت میفرستم



+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 18:4  توسط مارال  |